احساس هايي هست كه گفتني نيست . كلام و توصيف از بيانشان عاجز است. چون اين حالتها حس كردني ست نه گفتني ، وشايد يه همين دليل ادم از بازگويي اش در مي ماند .
ولي اين را فهميدم كه منظور خدا از حقيقت ارامشي كه گفته در بر جفت ها قرار مي دهد ، همين ارامش بي نهايت است . وصل جسماني ير اوردن يك غريزه است ، مكمل زندگي ست نه تمان هدف ان . چه تلخ است كه بعضي ادمها ان حقيقت را گم مي كنند و ناب ترين نعمتهاي خداوند را به اشتباه ناچيده از دست مي دهند .
ميشود هميشه عاشق بود ، هميشه حتي از تماس دست همديگر لذت برد ,
اگر شهوت نهايت خواست ادمي نباشد .
اگر شهوت نهايت خواست ادمي نباشد . __________________